اغلب منتقدان بازاریابی شبکهای خود زمانی یک بازاریاب شبکهای بودهاند و چون در این حرفه به خواستههای خود و موفقیت نرسیدهاند جبههای مخالف گرفتهاند اغلب آنها برای رسیدن به موفقیت در این بیزینس حتی مخارج زیادی هم متحمل شدهاند مانند: خرید وبسایت، خرید پست الکترونیک، خرید کتابها - سیدیها و جزوات کمپانی خود، صرف کردن وقت زیاد و .......... اما چون راه و روش آن را بلد نبودهاند بازاریابی شبکهای را عامل شکست خود دانستهاند. این افراد تصور میکرده اند که بازاریابی شبکهای میتواند تمام آرزوها و آینده دلخواهشان را برآورده کند و همین باعث شکستشان شده است. باید گفت هیچ حرفهای در جهان تضمین شده نیست و حتماً این را شنیدهاید که هر کسی از شغل خود گلایهمند است جز رئیس جمهورها.
دکترجان تیلور (John Taylor) از همین دسته از افراد است. او در سال 1994 بازاریاب یک کمپانی میشود و بسیار تلاش میکند تا وضع مالی خود را بهبود بخشد او خرج و مخارج بسیاری را متحمل میشود و فکر و ذکرش MLM میشود. همواره مورد کنایههای همسر و خانواده و دوستانش قرار میگیرد و در پایان کار وقتی به گذشتهی یک ساله خود در بازاریابی شبکهای نگاهی میاندازد میبیند به جای آنکه به اندیشههای مادی خود برسد مقداری از پول خود را هم از دست داده است به همین دلیل شروع به تحقیقات گستردهای میکند و مؤسسه و وبسایتی را راهاندازی میکند و هدف خود را آگاهی مردم برای جلوگیری از طرحهای هرمی قرار میدهد. 10 سال تحقیقات او قابل احترام است. برخی از مطالبی که او در وبسایت خود مطرح کرده درست است و برخی مطالب او هم بیپایه و اساس است. آدرس وبسایت او این است: www.mlm-thetruth.com متأسفانه این منتقدان در ایران هم تلاشهائی را برای ایجاد چهرهای منفی از بازاریابی شبکهای یا چند سطحی در ذهن مردم داشته اند که تا به اینجا راه به جائی نداشته جز منفور شدن خودشان.
یک دروغ بزرگ: 60 الی 90 درصد افرادی که در طرحهای بازاریابی شبکهای شرکت میکنند مالباخته میشوند. این جمله بیپایه و اساس است که توسط همین منتقدان بیان میشود. این افراد دلیل خود را اینگونه بیان میکنند که زمانی میرسد که بازار اشباع (saturation) میشود و دیگر کسی نیست که به شبکه بپیوندد و افراد زیر گروه بازنده میشوند اینان اعتقاد دارند کمپانیهای بازاریابی شبکهای بدون توجه به عرضه و تقاضا (supply & deman) در بازار به فروش محصولات خود میپردازند. در پاسخ باید گفت که: اولاً در بازاریابی شبکهای هیچ کس مالباخته نیست هر فردی که وارد طرحهای بازاریابی شبکهای میشود به ازای پولی که پرداخت میکند کالا یا خدماتی را به قیمت بازار دریافت میکند و از آن استفاده میکند تمامی افراد با توجه به نیاز خود به کالا به طرح میپیوندند. اینان فراموش کردهاند که بازاریابی شبکهای بر پایه کالا است و نه ثروتمند شدن یا شرطبندی یا یک بازی. ثانیاً اشباع بازار (saturation) عملاً غیرممکن است، بازار یک کالا همواره وجود دارد، همواره افرادی در جوامع هستند که به کالائی نیاز دارند و این کار بازاریاب است که این افراد را پیدا کند، همواره در کنار بازاری که یک کالا یا خدماتی را دریافت میکنند بازار دیگری وجود دارد که هنوز پا به عرصه نگذاشته و میتوان از آن به بازار جدید یا هنوز بروز نیافته نام برد. ثالثاً وقتی کمپانیهای بزرگی همچون آمازون (Amazon) و اوون (Avon) از این روش استفاده میکنند آیا باز هم این شیوه از فروش مشکل دارد. (البته لازم به ذکر است که کمپانی مطرح Amazon از روشی که مانند بازاریابی شبکهای است و با نام Affiliate Marketing یا بازاریابی وابسته شناخته شده است استفاده میکند و تفاوتهائی با بازاریابی شبکهای دارد و شباهت این دو رفرال بودن این دو نوع بازاریابی و تبلیغات کلامی آن میباشد. اما کمپانی Avon یک کمپانی کاملاً مطرح در این زمینه است که تمام مردم ایالات متحده از آلاسکا تا واشنگتن آن را میشناسند.) بسیاری از کارشناسان این روش از بازاریابی تئوری اشباع بازار را رد کردهاند و آن را چیزی مضحک و خندهدار میدانند .
کمپانی Amway سالهاست که از این روش برای فروش استفاده میکند پس چرا تا کنون بازارش اشباع نشده و همچنان فروش دارد. آیا هیچ میدانید کمپانی Yahoo هم از روش Affiliate Marketing برای فروش وبسایتهای خود که معروف به Geo cities هستند استفاده میکند. در حال حاضر هزاران کمپانی در جهان از بازاریابی شبکهای برای فروش استفاده میکنند برخی از این کمپانیها سابقهای طولانی در این روش از فروش دارند. بازاریابی شبکهای آنقدر در کشور آمریکا گسترش یافته که به ندرت میتوان کمپانیای را پیدا کرد که در بازار معمولی به فروش وسایل آرایشی بهداشتی، داروهای سلامتزا و لاغری و مکملهای غذائی بپردازد این محصولات را بیشتر میتوان در بین بازاریابهای شبکهای یافت تا در فروشگاهها.
برخی از این منتقدان بازاریابهای شبکهای را به مادیگرائی (materialism) و انتشار آن متهم میکنند. اما بایستی گفت این بازاریابی شبکهای نیست که مادیگرائی را مطرح میکند بلکه آن پیرامید است که مُبَلِغِ مادیگرائی است و همواره با شعار ثروت و پول به تبلیغ میپردازد بازاریابی شبکهای مُبَلِغ کالا است نه مادیگرائی. در ضمن هر حرفهای در کنار برخی مسائل اخلاقی انگیزههای مادی را هم به همراه خود دارد و بازاریابی شبکهای هم از آن مستثناء نیست. این افراد، من، شما و تمام انسانها باید به این باور برسیم که هیچ تجارتی نیست که فرد را یک شبه میلیاردر کند. هر کاری سختیها و مهارتهای مخصوص به خود را دارد .