امروز يكشنبه , 31/ارديبهشت/1391

مشاور فروش 09155099615

فروشنده ای که عشق می فروشد و ثروتمند است

فروشنده ای که عشق می فروشد و ثروتمند است

جمعه ، 21 فروردين 1388 ، 14:30 محمود محمدی
چاپ مشاهده در قالب پی دی اف

همۀ ما در درون خودمان نیروهایی داریم که سرنوشت ما را می سازند. ما لایق داشتن چیزهایی می شویم که از قبل، ظرفی برای نگه داشتن آن آماده کرده باشیم. وقتی از دور به داستان زندگی بعضی ها نگاه می کنی، آنقدر ذوق زده می شوی که دوست داری فریاد بزنی. خوشحال می شوی از اینکه او موفق است ... چون ... اگر او توانسته است، پس تو هم می توانی. آیا تا بحال از خودمان پرسیده ایم که بنا به هر دلیلی، در حال حاضر چرا یک فروشنده و یا یک بازاریابیم؟!

به مصاحبه ای توجه کنید که بوی خوشبختی و توانستن را می توان از لابلای آن استشمام کرد. کسی که با عشق به کاری که می کند، مالک دریایی از ثروت و خوشبختی است.

آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده اید كه انسان های فوق العاده پولدار روی زمین ، برای خرید لباس ، عطر ولوازم آرایشی به كدام مغازه می روند؟ منظورمان افرادی مانند " ملكه انگلیس " یا" سلطان برونئی "‌یا " پرنس چارلز" و " بیل گیتس " و امثالهم است ! به هر حال شاید تعداد پولدارهای روی زمین بسیار كمتر از انسان های عادی و متوسط باشد اما درمقابل ، قدرت خرید و توان پول خرج كردن این افراد را هم نمی توان نادیده گرفت واگر كسی بتواند نظر این مشتریان رابه سوی خود جلب كند و سفارشات آنها را بگیرد، مسلما ثروت كلانی را به دست خواهد آورد.ثروتی كه می تواند فرد را از همه ثروتمندتر سازد.

بیژن پاكزاد ، یكی از این عرضه كنندگان گران ترین اقلام و سفارشات ، برای پولدارترین ساكنین روی زمین است . او در یك خانواده فوق العاده پولدار درتهران متولد شد. جهت تحصیل به مدرسه پولدارهای سوئیس، یعنی "Le Rosey " رفت و در آنجا با شاهزاده های بزرگ مانند " پرنس ریتر" همكلاسی شد . درحقیقت تعداد زیادی از مشتریانش را بیژن در همان مدرسه سوئیسی شناسایی و شكار كرد. او همانجا دریافت كه سلیقه ی آدم های پولدارچگونه است و به چه شكلی می توان نظر آنها را برای خرید و سفارش اجناس به سوی خود جلب كرد.

" بیژن پاكزاد"‌ اكنون درآمد سالانه اش از فروش عطرها و ادكلن های "DNA " بیش تر از 300 میلیون دلار درسال است و صاحب یكی از با شكوه ترین وگران قیمت ترین فروشگاههای نیویورك است كه درب این فروشگاه ، فقط به روی مشتریان خاص و به سفارش آنها باز می شود. بیژن دارای یك هواپیمای جت خصوصی است . آن دسته از مشتریانی كه نمی توانند به فروشگاه او بیایند، او شخصاً به نزد ایشان می رود و برای آنها مدل لباس ، تی شرت ، عطر و .... طراحی می كند . او یك پول آفرین واقعی است و خیلی از پولدارها و توانگرهای دنیا به داشتن نام او روی عطر خود یا لباس های خویش افتخار می كنند. اجازه دهید تا با بیژن مصاحبه ای داشته باشیم:

راز نیرومندی و جوان ماندن من دراین است كه هر روز چیز تازه ای یاد می گیرم.

سوال: بیژن چه اتفاقی افتاد كه تو یكباره تبدیل به یك اسطوره درجهان مد و هنر شدی ؟

بیژن : راستش را بخواهید از همان كودكی احساس می كردم فرد مشهوری می شوم . پدرم می خواست من دكتر یا وكیل شوم . رشته تحصیلی ام مهندسی بود كه هیچ علاقه ای بدان نداشتم ، همه شوق من به جانب طراحی بود و با علاقه وصف ناپذیری بدان می پرداختم . از سوئیس به آمریكا رفتم و در آنجا در رشته بازاریابی به تحصیل پرداختم و همانجا این فكر در من قوت گرفت كه مد اروپا را به آمریكا بكشانم.

سوال : چگونه موفق شدی اعتماد این همه آدم های متفاوت را بسوی خود جلب كنی ؟

بیژن : با اهمیت دادن به تك تك مشتریانم . هدف من همیشه شناختن مشتری و توقعات اوبوده است . حتی امروز نیز با اینكه تعداد مشتریان بسیار زیاد شده است من تك تك آنها را می شناسم. به عنوان مثال لباس یك ستاره سینما باید با یك قاضی دادگاه متفاوت باشد، وقتی لباس را برای فردی طراحی می كنم باید بدانم كه او درآن لباس چه خواهد كرد. در مورد من جوكی ساخته اند با این مضمون" افراد مانند وودی آلن داخل فروشگاه می شوند ومانند كری گرانت خارج می شوند"

سوال : درچه سالی اولین نمایشگاه مد را برگزار كردی ؟

بیژن :‌ در سال ١٩٧٦ با كمك مالی یكی از هموطنانم نمایشگاهی مجلل ترتیب دادم. نمایشگاه دارای میزهایی از سنگ مرمر كمیاب و لوسترهایی گران قیمت بود و افرادی مانند خوان كارلوس پادشاه اسپانیا، شاه اردن و سلطان بروئنی را به خود جلب نمود.

سوال : اولین برخورد كارگزاران تو پس از ورود مشتری چگونه است ؟

بیژن : من از آنها خواسته ام قبل از هر پرسشی ابتدا از او پذیرایی بعمل آورند وسپس با او گفت وگو داشته باشند. از علایق وسوابق و اهدافش اطلاع حاصل نمایند و ازاین طریق بتوانند نوع لباس مورد علاقه اش را طراحی كنند، مثلاً هنگامی كه رونالد ریگان رییس جمهور سابق آمریكا ازمن لباس گرم خواست ، پارچه جین را با آستری ازپوست مینك برایش طراحی كردم. البته گاهی هم اگر افراد قادر به حضور درفروشگاه نباشند من به همراه خیاطان خود به نزد آنان می روم.

سوال : پارچه هایت را از كجا تأمین می كنی ؟

بیژن : از تولید كننده های معتبر كه قبلاً آزمایش شده اند . من ابتدا قبل از سفارش لباسی از پارچه مورد نظر را می پوشم تا كیفیت آن را بررسی كنم و اگر مقبول افتاد تا سه برابر هزینۀ اصلی را به تولید كننده پرداخت می كنم تا حقوق انحصاری آن كالا را تضمین نماید. این یكی از مشخصه های كار من است و دلیل آن هم اهمیتی است كه به كیفیت كالای خود می دهم . شاید در نظر برخی، این كارها زیاده روی جلوه كند.

سوال : در مورد عطریات چه توفیقی به دست آورده اید؟

بیژن : سال های زیادی طول كشید تا من عطری را درست كنم كه متفاوت باشد، حتی طرح شیشه آن ٨٠٠ بار پیش نویسی شد تا اینكه مورد قبول من واقع شد. من عطر زنانه نمی خواستم. مخصوصاً كه لباس های من همگی مردانه هستند، از همین رو با زنان بسیاری مصاحبه كردم تا بدانم چه بویی را برای مرد می پسندند و نهایتاً موفق شدم در سال ١٩٨٨ عطر مردانه بیژن را تولید كنم كه جایزه اسكار نیویورك را برای بهترین عطر دریافت كرد. البته بعدها عطر زنانه هم تولید كردم وبه پاس قدردانی از زنانی كه همواره حامی من بوده اند به ایشان تقدیم نمودم

سوال:‌ در یك جمله بگو برای پول كار می كنی یا عشق ؟

البته عشق به كار; من ازاینكه تولیداتی منحصر به فرد دارم لذت می برم. من به كار كردن هفت روز هفته نیاز ندارم ، اما این كار را انجام می دهم چون به كارم عشق می ورزم .

سوال : بیژن ! تو برای آدم های معمولی ، محصول تولید نمی كنی ؟ خریداران تو قشر خاصی از جامعه هستند كه شاید تعداد آنها در كل دنیا به بیست و پنج هزار نفر هم نرسد.چرا این طبقه خاص از جامعه را به عنوان مشتریان اصلی خود انتخاب كرده ای ؟

بیژن: این مسأله چندان هم درست نیست . هر چند عطرهای بیژن یا لباس های بیژن گران قیمت اند، اما خیلی از انسان های معمولی هم می توانند آن را در مغازه های معتبر كشورشان خریداری كنند. من برای پولدارترین های روی زمین حساب جداگانه ای باز كرده ام ، اما این دلیل نمی شود كسانی را كه خیلی پولدار نیستند در نظر نگیرم . بسیاری از بازدید كنندگان فروشگاههای زنجیره ای بیژن ، درنیویورك ودر دنیا از طبقه عادی و نسبتاً مرفه جامعه هستند.

سوال: موفقیت فوق العاده كنونی خود را نتیجه چه می دانی ؟

بیژن :‌ نتیجه مطالعه ، تأمل و شكار فرصت های طلایی ، تخصص و علاقه ی من در علم شیمی است و در سال ١٩٨١ موفق شدم ، جایزه " lg Nobel‌" را به خاطر عرضۀ عطرها و ادكلن های "DNA " به نام خودم بگیرم . من با عرضه این عطرها و ادكلن های جادویی ، ابتدا برای مردان و بعد برای زنان توانستم معنای عطر واقعی را به مردم بشناسانم و از این راه به ثروتی رویایی دست یابم . درحال حاضر درآمد سالانه من از بابت فروش عطرهای بیژن در سطح جهان ، قریب ٣٠٠ میلیون دلار است ، حال آنكه در آمد حاصل از طراحی لباس، یك دهم آن یعنی سی میلیون دلار درسال است . من به این اصل معتقدم كه اگر قرار باشد " كائنات " ، ایده ای را به ذهن و دل یك انسان الهام كند، به سراغ انسانی می رود كه آمادگی علمی و ذهنی پذیرش آن الهام را داشته باشد. من از همان دوران تحصیلی به دنبال عرضه محصولی بی رقیب و گران قیمت می گشتم و عطرها و ادكلن های " DNA " همان چیزی است كه سال های جوانی ام را در جست وجوی آن سپری ساختم . در حال حاضر موسسه بزرگ تولید عطرهای بیژن را به نام سه فرزندم نموده ام تا آنها از همین الان كه زنده ام ، مدیریت و راهبری بزرگترین و ثروتمندترین شركت عطر سازی دنیا را بیاموزند.

سوال : می گویند فروشگاه قصر مانندی داری كه آن را برای پولدارترین ساكنین روی زمین آماده نموده ای تا برای ساعتی در سكوت و آرامش هر چه را می خواهند از آن جا بخرند. چه شد كه به فكر ساختن این فروشگاه قصر مانند افتادی ؟

بیژن : شم اقتصادی ! من یك تاجر زاده ام و درخانواده ای بزرگ شدم كه فرهنگ پول سازی و پول آفرینی درآن غالب بود. براین باورم كه در رگ های من به جای خون ، رودخانه ای از طلا جاری است و تك تك سلول های وجود من ازالماس ساخته شده اند. من خودم را بسیار گرانبها می دانم و براین اعتقادم كه اگر یكی از پولدارهای دنیا به نیویورك بیاید و بخواهد از فروشگاهی خرید كند، حتماً باید این خرید از فروشگاه من صورت گیرد. یك سفارش چهارصد هزار دلاری ، حداقل خریدی است كه من از مشتریانم انتظار دارم و مشتریان من نیز خوب می دانند چه موقع از من ، باز كردن درب فروشگاه را تقاضا كنند.فروشگاه بیژن هر چند به صورت شبانه روزی فعال است اما درب آن فقط به روی مشتریان خاصی باز می شود . دیوارهای سفید این فروشگاه هر هفته رنگ می شوند.

سوال: آیا ثروت پدری در موفقیت شما تاثیری داشته است ؟

بیژن : الان كه به گذشته نگاه می كنم می بینم بیشتر از ثروت پدر ، خلاقیت ، نوآوری وخود اتكایی خودم را دراین جایگاه قرارداده است . به هر حال ثروت پاكزادی ها را خیلیهای دیگر هم داشتند اما پسر هیچكدام از آنها بیژن نشد. اكنون من در موسساتم كارمندان ثروتمند را استخدام نمی كنم، بلكه شبانه روز در جست وجوی افراد خلاق و توانمند هستم . تجربه به من ثابت نموده است كه این افراد در كمترین زمان قابل تصور، ثروت و مكنت را به دست خواهند آورد و می توانند شرایط رفتاری و ذهنی لازم ، برای برخورد با پولدارترین های روی زمین را پیدا كنند.

سوال :‌ جدیدترین ایده و خلاقانه ترین محصولی كه عرضه كرده ای چیست ؟

بیژن : یك ضرب المثل فارسی به خاطر دارم كه می گوید: زندگی پیچ وخم زیادی دارد . من هم یك عطر پرپیچ وخم با بهترین و الهام بخش ترین رایحه های عالم ساخته ام به نام "Bijan with a Twist " می توان آن را " بیژن پرپیچ وخم " ترجمه كرد . طراحی شكل ظاهری شیشه عطر و از همه مهم تر بوی دل انگیز ، هیجان آور و آرام بخش این عطر كه می توانم به جرات بگویم معجونی از رایحه های متضاد اما خواستنی است ، باعث شده تا من ، " بیژن پر پیچ و خم " را از همه ی محصولاتم بیشتر دوست بدارم .

سوال : برای ایرانیانی كه علاقه مندند، مانند تو در دریای ثروت شنا كنند، چه پیامی داری ؟

بیژن : اول باید لیاقت وشایستگی حفظ ، نگهداری و احترام گذاشتن به ثروت را در خود ایجاد نمایید. پول و به تبع آن خریداران پولدار، وطن وملیت خاصی ندارند. ثروت باعث می شود كه آنها به راحتی به امن ترین ، مطمئن ترین و آرام ترین نقطه كره زمین كوچ كنند ، بنابراین اگر به پول بی احترامی كنید، برای آن خط و نشان بكشید ، شرط وشروط برایش تعیین كنید، به پول توهین كنید و آن را در جای نامناسب و برای خرید آشغال خرج كنید، خب طبیعی است كه با اینكار بی لیاقتی خود را درحفظ پول ثابت نموده اید و پول وثروت سراغ شما نمی آید! نباید هم بیاید. اصلا چرا باید ثروت سراغ كسی برود كه قصد نابودی اش را دارد! كدام پدیده عالم را سراغ دارید چنین باشد كه پول دومی اش باشد؟ آدم های پولدار دوست ندارند ، همه ثروتشان را صرف كمك به دیگران كنند. خیلی از آنها مایلند با ثروتی كه به دست آورده اند، از زندگی لذت ببرند. آنها می خواهند با ثروت خود بهترین ها را بخرند. بهترین احترام را دریافت كنند . با مودب ترین ، یا تمیزترین و با تیز هوش ترین انسان ها دم خورباشند، خوب طبیعی است اینجا همان جایی است كه " بیژن "‌و همه آدم هایی كه علاقه مندند مانند او در دریای ثروت شنا كنند، وارد عمل شوند. به خاطر دارم روزی یكی از میلیونرهای آفریقایی برای خرید به قصر فروشگاهی من در نیویورك آمد. او درفضای آرام و دلنشینی كه من ، حساب شده در تمام فروشگاه ایجاد كرده ام ، قدم زد و با شوق وصف ناپذیری اجناس داخل فروشگاه را بازدید نمود. ناگهان حالش به هم خورد و روی پله ها و فرش های نفیس استفراغ كرد . خدمتكاران وكاركنان فروشگاه بلافاصله چهره در هم كشیدند و خواستند واكنش نشان دهند كه با نگاهی سریع به همه آنها گفتم كه حق ندارند چنین كنند. وقتی بازدید تمام شد و آن میلیونر با یك خرید ٢٠٠ هزار دلاری ازفروشگاه خارج شد، از خدمتكاران خواستم راه پله و فرش ها را تمیز كنند. به

آنها گفتم كه مشتری ، وقتی وارد مغازه می شود، درحقیقت صاحب آن است ، چرا كه بالقوه می تواند هر كالایی رابخرد. این حق مشتری است و باید به این حق او احترام گذاشت

سوال : آیا از زندگی لذت می برید

بیژن : چرانه ؟ اگرلذت نبرم چه كنم ؟ زندگی من مال خودم است و دوست دارم آن را هر طوری كه میخواهم احساس كنم چرا نباید چنین كنم ؟

ورود و خروج اعضا